در پایان عهدنامه مالک اشتر، امیرالمؤمنین علیبنابیطالب(ع) چنین دعا میفرماید:
«وَأَنْ يَخْتِمَ لِي وَلَكَ بِالسَّعَادَةِ وَالشَّهَادَةِ، إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.»
«از خدا میخواهم که پایان عمر من و تو را با سعادت و شهادت رقم زند؛ که ما همه به سوی او بازمیگردیم.»
این جمله، خلاصه و عصاره مکتب مدیریتی حضرت امیر(ع) است. امام در پایان منشور حکمرانی خود از قدرت و سیاست سخن نمیگوید، بلکه نهایت آرزویش را سعادت و شهادت میداند؛ دو واژهای که در نگاه او جوهرهی عبودیت و فلسفهی زندگی مدیر مؤمن، مجاهد و انقلابی است.
سعادت؛ سلامت ایمان و صدق در مسئولیت
سعادت در منطق امام علی(ع)، نتیجهی پیوند ایمان، عدالت و خدمت است؛ یعنی حاکمی که در میدان سیاست، از لغزش قدرت به سلامت بگذرد. سعادت آن است که مدیر ولایی، مسئولیت را نه طعمه، بلکه امانتی الهی بداند و در پایان مأموریت خود در پیشگاه خدا سربلند گردد. چنین نگاهی، مدیریت را از ابزار قدرت به وسیلهی قرب الهی بدل میکند.
شهادت؛ اوج بندگی و کمال مدیریت ولایی
شهادت در فرهنگ امیرالمؤمنین(ع)، راه در یافت مزد جهاد وعروج عاشقانه به خداوند است. امام در سراسر زندگی خویش، شهادت را پایان دنیایی مسیر ایمان و آغاز حیات حقیقی و فوز عظیم میدانست و بارها آرزوی آن را آشکار کرد:
«فواللهَ إني لعلى الحق، وإني للشهادة لمحبّ.»
«به خدا سوگند، من بر حقم و دلباختهی شهادتم.» (ميزان الحكمة، ج۵، ص۲۰۰۶)
این جمله بیانگر آن است که حقمداری وخدمت مجاهدانه بدون عشق به شهادت، ناتمام است. مدیر ولایی باید در میدان عمل تا مرز فدا کردن جان در راه حق پیش رود.
گفتوگوی پیامبر(ص) و امام علی(ع) دربارهی شهاعلی(ع) روایت میکند:
«قلتُ يا رسول الله، أوليس قد قلتَ لي يوم أحد… أبشر فإن الشهادة من ورائك؟ فقال: إن ذلك لكذلك، فكيف صبرك إذن؟ فقلتُ: ليس هذا من مواطن الصبر، ولكن من مواطن البشرى والشكر.» (ميزان الحكمة، ج۵، ص۲۰۰۴)
«گفتم: ای رسول خدا، مگر نه آن روز در احد به من گفتی مژده باد، شهادت در پیش روی توست؟ فرمود: آری، چگونه صبرت خواهد بود؟ گفتم: اینجا جای صبر نیست، جای بشارت و شکر است.»
در این گفتوگو، شهادت در نگاه امام علی(ع) مصیبت نیست؛ بلکه بشارت و شکرانهی بندگی است.
عشق به شهادت؛ از محراب تا میدان
لحظه شهادت امام علی (ع) با فریادی جاودانه همراه بود:
«فُزتُ وربِّ الكعبة.»
«به خدای کعبه سوگند، رستگار شدم!»
این سخن، اعلام پیروزی انسان بر دنیاست؛ پیروزی مدیری که در همهی عرصهها، از سیاست تا میدان جهاد، خود را بندهی خدا میدید نه بنده قدرت.
شوق به لقاءالله
در جای دیگر، هنگامی که مردم او را به ترس از مرگ متهم کردند، فرمود:
«هيهات بعد اللتيا والتي! واللهِ لابنِ أبي طالبٍ آنسُ بالموتِ من الطفلِ بثديِ أمه.» (نهج البلاغه، خطبه ۵)
«هیهات! پس از آن همه حوادث، به خدا سوگند، ابن ابیطالب به مرگ مأنوستر است از نوزادی که به پستان مادرش انس دارد.»
این تعبیر، زیباترین تصویر از رابطه عاشقانه ولی خدا با شهادت است؛ مرگ برای او گریز از دنیا نیست، بلکه لقاء محبوب و آرامش در جوار حق است.
شهادت؛ انتخاب آگاهانه مدیر مؤمن انقلابی
امام در خطبهای دیگر میفرماید:
«إن الموتَ طالبٌ حثيثٌ لا يفوته المقيمُ ولا يُعجزُه الهاربُ، إن أكرمَ الموتِ القتلُ… لألفُ ضربةٍ بالسيف أهونُ عليّ من ميتةٍ على الفراش في غير طاعةِ الله.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۲)
«مرگ جویا و شتابان است، نه گریزنده از آن رها میشود و نه پنهانشونده از او میگریزد. گرامیترین مرگ، کشته شدن در راه خداست… به خدا سوگند، هزار ضربت شمشیر برای من آسانتر است از مردنی بر بستر در حالی که در طاعت خدا نباشم.»
از دیدگاه مدیریتی، این بیان یعنی مدیر الهی باید در خطرها پیشقدم و در راحتی واپسنشین باشد؛ زیرا مدیریت ولایی بدون آمادگی برای فداکاری، بیمعناست.
امام در صفین چنین دعا کردند:
«اللهم إن أظهرتنا على عدونا، فجنّبنا البغي وسدّدنا للحق، وإن أظهرتهم علينا، فارزقنا الشهادة، واعصمنا من الفتنة.»
«خدایا، اگر ما را بر دشمنمان پیروز گرداندی، ما را از ستم و تجاوز بازدار و در مسیر حق استوار بدار؛ و اگر آنان را بر ما پیروز کردی، روزیِ ما شهادت قرار ده و ما را از فتنه و لغزشها حفظ فرما.»
مدیری که چنین دعا میکند، هرگز گرفتار خودبینی و قدرتطلبی نمیشود؛ زیرا معیار پیروزی را عمل به تکلیف و جلب رضای الهی میداند و شهادت را فوز عظیم میشمارد.
پیام مدیریتی فرمان حکومتی امیرالمؤمنین(ع)
در پایان نامهی ۵۳، امام نهتنها مالک اشتر، بلکه همهی مدیران امت اسلامی را به سه اصل فرا میخواند:
امانتداری در قدرت، چون مقدمهی سعادت است.
جهاد در مسئولیت، چون مسیر سعادت و شهادت است.
بازگشت به خدا، چون پایان مأموریت دنیایی هر بندهی مؤمن و آغاز حیات جاودانه و قرب الهی است:
«إِنّا لِلَّهِ وَإِنّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.»
رویکرد تمدنی و جهادی
در نگاه امام علی(ع)، جامعهای که شهادت را آرمان خود بداند، شکستناپذیر میشود.
شهادت، موتور حرکت امت و ضامن بقا و عزت آن است. خون شهید، فریاد حقی در برابر هر ستمگر و مستکبری است و امت با خون شهید بیدار و زنده میشود.
در سبک مدیریت جهادی و تمدنی امیرالمؤمنین(ع)، شهادت آغاز تأثیرگذاری و نقطهی عطف تمدنی است؛ و مدیری که در آرزوی شهادت است، هرگز به دنیا وابسته نمیشود.
الگوی فرماندهان مقاومت
شهید سید حسن نصرالله دربارهی شهید حاج قاسم سلیمانی فرمود:
«كان الحاج قاسم في الدنيا وليس فيها؛ كان عقله وقلبه وحساباته في عالمٍ آخر.»
شهید حاج قاسم در دنیا بود، اما به دنیا وابسته نبود؛ عقل، قلب و محاسبات او در جهان دیگر بود.
شهید سید حسن نصرالله، شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید صفیالدین و فرماندهان شهید مقاومت از حزبالله، حماس، جهاد اسلامی، انصارالله یمن، حشدالشعبی و حماسهآفرینان ملت ایران، دلاورانی بودند که در آرزوی شهادت زیستند و به لقاءالله شتافتند.
آرزوی امام خمینی(ره) برای شهادت
«من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضهی دفاع از مسلمانان آماده نمودهام و در انتظار فوز عظيم شهادتم… اگر خمینی تنها هم بماند، به راه مبارزه با كفر و ظلم ادامه میدهد.»
(پیام تاریخی امام خمینی به مسلمانان جهان، ۶ مرداد ۱۳۶۶)
دعا و آرزوی شهادت در سخنان امام خامنه ای مد ظله العالی :
«شهادت، مرگ انسانهای هوشیاری است كه نمیگذارند جانشان بیثمر از دست برود. اگر خدا این دعا را از كسی بپذیرد كه مرگ او را در شهادت قرار دهد، بزرگترین امتیاز را به او داده است.» (۱۳۶۸/۰۵/۲۵)
«ای كاش كه مرگ ما هم مانند مرگ بچههای شما ـ شهدا ـ باشد.» (بیان رهبر انقلاب در دوران دفاع مقدس)
شهادت در اموزه های مدیریت جهادی امیرالمومنین علیه السلام ، پایان زندگی نیست ، بلکه آغاز حیات جاودانه و استمرار رسالت تمدنی مؤمنان است؛
و مدیر ولایی که در آرزوی شهادت است، هر روز را در حال جهاد، و هر مأموریت را پلی برای لقای خدا میبیند
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ… (آلعمران: ۱۶۹ تا ۱۷۱)
۱۴۰۴/۷/۲۹
عباس کعبی